شمارهٔ ۱۵۸ - تتبع میر امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
حسن روی حور جنت را فلک اظهار کرد
چون رخ خوب تو دید از کعبه استغفار کرد
وه چه کافر بود آن کز دیر مست آمد برون
بهر قیدم رشته تسبیح را زنار کرد
باغبان تا کرد تشبیه دهانش غنچه را
در دلم از زخم پیکانها فزونتر کار کرد
کلک قدرت حل آن در دوره ساغر نهاد
مشکلاتی را که در نه گنبد دوار کرد
رندیش بادا حلال آن کو به عشق مغبچه
خرقه سجاده رهن کلبه خمار کرد
لعل جان بخشش ز مردم جان به آسانی گرفت
سختخوانیهای من این قصه را دشوار کرد
بر سر بازار حسنش خود فروشی را گذاشت
یوسف و پیش رخش بر بندگی اقرار کرد
دوش چون میمردم از هجران صراحی خون گریست
شمع نیز از سوز دردم خودکشی بسیار کرد
مست و عاشق فانی از دیر مغان آمد برون
هر دو ثابت شد باو گرچه بسی انکار کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت حسن و عشق به اوست. شاعر از تحسین و شگفتی خود نسبت به حسن میگوید و به توصیف زیبایی او میپردازد. همچنین، به تأثیر عشق و اشتیاق در دل عاشق و فراق و درد ناشی از آن اشاره میکند. در نهایت، عشق و زیبایی را زنجیری میداند که انسان را به خود وابسته میکند و تجربهی عشق را با دشواریها و چالشهایی همراه میسازد. شعر حاکی از هیجان و عواطف عمیق عاشقانه است.