شمارهٔ ۱۵۹ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
طریق شیوه رندی کسی بجا آورد
که روی دل سوی میخانه فنا آورد
نداشت نور صفا شام هجر ما آن مه
ز چهره نور رسانید و می صفا آورد
حیات بخش دلم شو چو آهویی ای عمر
دمی مرو که ترا این طرف خدا آورد
بلای عشق مرا بر سر آمد از ره چشم
ندید روز خوش ار بر سرم بلا آورد
درون میکده در بزمگاه رندان ریخت
ز سیر کوی مغان هر چه این گدا آورد
قضا نشد متغیر خوش آنکه داد رضا
بهر چه بر سر برگشته اش قضا آورد
نگوید آنکه سوی فانی آمد آن مه لیک
به خود رقیب سیه روی را کجا آورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و زیبایی است، و شاعر به میخانه و رندان اشاره میکند. او به نوری که در میخانه میبیند و تأثیر آن بر دلش اشاره دارد. شاعر از بلای عشق و چشمان معشوق سخن میگوید که بر او فرود آمده و خوشی را از او گرفته است. در میکده، جمع رندان و صفای میبه چشم میخورد و تقدیر را با رضا میپذیرد. در نهایت شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میپرسد که دشمن سیهروی چگونه به این عشق دست یافته است.