نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۰ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چه عجب گر خوی آن چهره دل ما ببرد

کوه را سیل چنین گر رسد از جا ببرد

به تماشای چمن رفتن آن سرو خوش است

نیست این خوش که رقیبش به تماشا ببرد

دل مجنون شده چون صید غزال لیلست

سود نبود عربش گرچه ز صحرا ببرد

دل که بی عاشقی افسرده نماید ای کاش

که سمومیش درین دشت به یغما ببرد

اندر آن کوی مگو نام تو شیدا چون شد

پیش او کیست که نام من شیدا ببرد

یار مهمان و مرا ضعف که آیا بی می

طرف میکده تسبیح و مصلا ببرد

فانیا گشته ز دیرش مگر آرند برون

دل آن را که می و ساقی ترسا ببرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلدادگی است و از احساسات عمیق عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی دل او را ببرد، این معجزه‌وار است. همچنین شاعر به تماشا کردن از زیبایی طبیعت و چمن‌ها اشاره دارد، ولی می‌گوید که این زیبایی زمانی خوشایند است که رقیبش آن را تماشا نکند. شاعر از حالت دل مجنون خود صحبت می‌کند و اشاره به بی‌عشقی می‌کند که باعث افسردگی او شده است. در ادامه، به مسئله محبوب و یاد نام شهیدا پرداخته و در نهایت به ناتوانی خود در برابر می و ساقی اشاره می‌کند و حسرت بر دلش می‌زند. به طور کلی، شعر احساسات عاشقانه، بی‌قراری و وابستگی عمیق به محبوب را به تصویر می‌کشد.