نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گدای دیر ز شاه زمان چه غم دارد

که از سفال خرابات جام جم دارد

منش به تهمت رندی جزا دهم بر عکس

به زهدم آنکه درین دیر متهم دارد

ردای سرخ ز می بر سر عصا بندم

گدا که غرقه به می شد چنین علم دارد

نظر به کعبه مقصود باشدم از دیر

چرا که روزنه ای جانب حرم دارد

بیا به میکده و غمگساری از می بین

اگر دلت ز جفای زمانه غم دارد

نشانی از دهنش یابد آنکه چون فانی

هوای نیستی اندر ره عدم دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به توصیف حال یک گدای مست در میکده می‌پردازد. او از غم‌های شاه دربار بی‌خبر است و خود را غرق در شادمانی جام می‌بیند. این گدا با افتخار از رندی و عشق می‌گوید و به زیبایی‌های میخانه اشاره می‌کند. او به مقام کعبه و حرم نیز نظر دارد و به تلاطم احساساتش اشاره می‌کند. غم‌های دنیا و فانی بودن زندگی را یادآوری کرده و به دیگران دعوت می‌کند که از شادمانی می نوشند و غم‌های زمانه را فراموش کنند.