شمارهٔ ۱۶۲ - تتبع حضرت شیخ امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چشمم چو بر آن روی چو رشک قمر افتاد
از چشم دوید انجم و بر روی در افتاد
از خوی به رخت اختر دری به شفق نیست
کز شبنم فردوس به گلبرگ تر افتاد
خون دلم از دیده ز بس کرد غمم فاش
هر چند جگر گوشه نمود از نظر افتاد
شامم که ز هجران تو شد روز قیامت
چون روز شدم وعده به روز دگر افتاد
از ناله من تا به سحر خواب نبردش
وین تهمتی در گردن مرغ سحر افتاد
در حسرت بوسی که به جانم ز لبت بود
زان لعل چه خونها که مرا در جگر افتاد
فانی بره سعدی اگر زد قدمی چند
با او سخنش بین که چو شیر و شکر افتاد
نی نی چه حد آنکه درآید به مقابل
کز پرتو اکسیر وی این خاک زر افتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد و احساسات عمیق شاعر را نسبت به او بیان میکند. شاعر با توصیف چهره معشوق و تأثیر آن بر خود، به ارتعاشاتی که در دل و جانش ایجاد میکند، اشاره میکند. او از غم و نالههایش به خاطر فراق معشوق میگوید و حسرت بوسهای که آرزویش را دارد، به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به مقام و ارزش معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که وجود او مانند اکسیر، زندگی و زیبایی را به خاک میبخشد.