شمارهٔ ۱۶۸ - مخترع امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ساقی ما که به گردش می گلفام افکند
ای بسا فتنه که در گردش ایام افکند
هوش رندان بشد از جام می او گویا
داروی بیهوشی آمیخته در جام افکند
آتشین می که به من داشت ولی داد به غیر
آتشم در دل بی طاقت و آرام افکند
سوخت مرغ چمنم وقت صبوح از افغان
چون نظر جانب آن سرو گلندام افکند
نیست بر آب شمر موج ز تحریک نسیم
که اجل از پی مرغان طرف دام افکند
مگر آن مغبچه مست برون رفت از دیر
کین همه تفرقه در کشور اسلام افکند
شیخ شد مست به دیر و بربت مصحف سوخت
تهمتش بر من دیوانه بدنام افکند
شاید از خوبی انجام رسد ز آغازش
هر که ز آغاز نظر جانب انجام افکند
چاره ای نیست به جز دادن دین فانی را
چون که دل در کف آن کافر خودکام افکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حالاتی میپردازد که به واسطه می و نوشیدنیهای مسکر به وجود میآید. ساقی زیبایی، فتنهها و جنونهایی را در گردش ایام به وجود میآورد. او به هوش رندان اشاره میکند که با نوشیدنی ساقی مست میشوند. شاعر از درد دل و حسرت خود میگوید که به خاطر عشق و جذبه کسی که نمیتواند به او برسد، در میسوزد. شاعر همچنین به تفرقههای موجود در جامعه اسلامی و تأثیر دینی بر آن اشاره دارد، و اشاره به شاعری میکند که به مستی دچار شده و جریانات نامناسبی را به بار میآورد. در نهایت، او نتیجهگیری میکند که تنها راه حل، تسلیم به سرنوشت و دنیای فانی است. کل شعر به احساسات عمیق، عشق و ناامیدی پرداخته و تأکید بر تأثیرات می و مستی بر زندگی انسان دارد.