شمارهٔ ۱۶۹ - تتبع میر در طور خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوش آن رندی که بهر باده در دیر مغان افتد
ز شور مستیش هر لحظه شوری در جهان افتد
چو دارد مغبچه جام می و پیر مغان لعلش
گه این را گرد سر گردد گهی در پای آن افتد
ازین دیر کهن رانم سخن کافزایدش حیرت
مسیح ار پهلویم در مجلسی همداستان افتد
ز استغنا ز خاک ره تکبر بینمش صد ره
فلک را کار اگر با این ضعیف ناتوان افتد
ز ضعفم گر کشی ای مغبچه هم بر سر کویت
مبادا جز سگان دیر را این استخوان افتد
ز سر وحدتم در دیر جو رمزی نه در مسجد
نمیخواهم که این راز نهان در هر زبان افتد
شفقگون باده ام را گر به خون گردون مبدل کرد
شفق سان شعله آهی کشم کآتش در آن افتد
من از ساقی گلرخ باده چون ارغوان خواهم
کجا در باغ چشمم یا به گل یا ارغوان افتد
نشد حاصل چو در زهد و ورع مقصود فانی را
عجب نبود که در دشت فنا بیخانمان افتد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شور و مستی حاصل از نوشیدن شراب در دیر مغان اشاره میکند و از حال و هوای خاصی که باده به او میدهد، صحبت میکند. او از زیبایی مغبچه و جام می میگوید و توصیف میکند که این مستی چگونه در دنیای او اثر میگذارد. شاعر در ادامه به وحدت وجود و رازهایی اشاره میکند که نمیخواهد برملا شود و تأکید میکند که به جای زهد و تقوا، ترجیح میدهد به شور زندگی دست یابد. در نهایت، او از تجربهی فنا و بیخانمانی در دشت زندگی سخن میگوید و به یک نوع حسرت بر میخورد. این اشعار به زیباییهایی از عشق و زندگی همراه با فلسفهای عمیق اشاره دارد.