شمارهٔ ۱۷ - تتبع مخدومی امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران را
که روشن کرد هرسو شمع گلهای بهاران را
چو نرگس جام زر بگرفت و لاله ساغر یاقوت
صلای باده زد مرغ چمن پرهیزگاران را
تو نیز ای پیر دیر اندر چنین فصلی به سرمستی
ز کنج میکده سوی چمن کش می گساران را
فکن ای مغبچه از یک مغانه جام مرد افکن
به رقص آر اول شب تا سحر شب زنده داران را
صبوح عیش با یاران قدح خور نیست چون معلوم
که یا بندت شب آینده یاران یا تو یاران را
درین صحرا ز باد حادثه هر سوی چون لاله
به خاک افتاده بین تاج غرور کامگاران را
به سر گرد فنا در زیر پهلو خار نومیدی
ز تاج و تخت جم آزاد دارد خاکساران را
سفال کهنه پر می ساز و جام جم بنه نامش
درو نظاره کن احوال دور روزگاران را
چو آخر جز فنا کاری نخواهد بود ای فانی
درین دیر فنا بگذار عیب جرعهخواران را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی طبیعت بهار و عیش و نوش در محافل شادی و سرمستی است. شاعر از باران و روشنایی گلها و شمعهای بهاری سخن میگوید و از اهمیت لذت بردن از لحظات حال در کنار دوستان و یارانش. او به پیران نیز اشاره میکند که باید از زندگی لذت ببرند و فراخوانی به عیش و نوش میدهد. در ادامه، به زشتیهای دنیا و فناکاری آن اشاره میکند و بر این نکته تأکید مینماید که جز فنا چیزی در این دنیا باقی نخواهد ماند، بنابراین باید بیاعتنایی به عیوب و خوشیهای کوچک زندگی را انتخاب کرد. در نهایت، وی بر این باور است که بهتر است در حال زندگی کرد و از لحظات استفاده کرد، زیرا زندگی کوتاه و گذراست.