نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

جان بخشد ار ساقی می گلرنگ در جام افکند

لیکن کشد چون جلوه در رخسار گلفام افکند

گل در نظر خار آیدش از سرو صد عار آیدش

هر کاو نظر بر حسن آن سرو گلندام افکند

چون عاشقان را باعث آرام و صبر دل شود

صد اضطرابم در دل بی صبر و آرام افکند

هر شب من و دیر فغان تا روز آشوب و فغان

آن مغبچه این حالتم از جلوه هر شام افکند

سالم نماند دین مرا کان شوخ کفر آئین مرا

صد رخنه از مژگان خود هر دم در اسلام افکند

چشم ار شود روشن ولی سوزد دل و جان سر به سر

ساقی چو عکس آتشین‌رخساره در جام افکند

فانی چو از زهد ریا در دوست نتواند رسید

به باشد ار مردانه در راه فنا گام افکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و فریبندگی عشق و معشوق می‌پردازد. او می‌گوید که حتی اگر ساقی مشروب را در جام بریزد، نمی‌تواند زیبایی معشوق را که در چهره او نمایان است، کمرنگ کند. این عشق و زیبایی باعث می‌شود که شاعر همواره در حال اضطراب و ناآرامی باشد. او به تضاد بین عشق و دین اشاره دارد و از مشکلاتی که عشق برای او به وجود آورده، می‌گوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که اگر نتواند به عشق واقعی برسد، باید با شجاعت در مسیر فنا گام بردارد.