نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۳ - در طور میر امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مه آتش پرستم آتش اندر جان غمکش زد

در آتشگاه رسوایی به خان و مانم آتش زد

عجب نبود اگر غش کرده تا محشر فتد آنکاو

ز دست ساقی مهوش دو جام صاف بیغش زد

گر از دور جنون شد روزگارم تیره نبود عیب

که این آتش به من سودای آن شوخ پریوش زد

چو مرکب تاخت آن چابک سوار شوخ در میدان

به خلق دهر آتش از شرار نعل ابرش زد

دهد آب میش تسکین و لطف خنده ساغر

اسیری را که دوران شعله در جان مشوش زد

خوش آن رندی که در دیر مغان گر ساغر گردون

ز دست مغبچه در دست او افتاد یک کش زد

خوشی آن یافت ای فانی که دوران هر می ناخوش

که دادش او به فال فرخ و اندیشه خوش زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تجربیات عاطفی و درد و شوق عاشقانه شاعر است. شاعر از آتش عشق و غم‌های ناشی از آن صحبت می‌کند و به تأثیر نوشیدنی و می بر روی روح و روان خود اشاره می‌کند. همچنین، او به لحظات شاد و خوشی‌هایی که در کنار دوستان و در محیط‌های مختلف به دست می‌آورد، اشاره می‌کند. شاعر در نهایت به این نکته می‌رسد که خوشی‌ها و دورانی که در آن زندگی می‌کند، به نوعی به نظرش خوشایند و شگفت‌آور است و این احساسات را به فال نیک می‌گیرد.