نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵ - تتبع مولانا کاهی امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نقد جان در میکده آرند قوت جان برند

جانفشان آنجا قدم نه کانچه آرند آن برند

چون روم در میکده با خرقه زهد و ورع

دیگرم زانجا بصد دیوانگی عریان برند

این چنین کز تیرباران بلا گشتم هلاک

صد سپه بهر خدنگ از خاک من پرسان برند

دل ربایان بیدلان را دل به دشواری دهند

لیک هر کامی که دل خواهد برد آسان برند

گر بود خوبان دوران را سر خون ریختن

سر بسر تعلیم ازان سر فتنه خوبان برند

جان ز چشم او نهان بردم ز لعل جانفزاش

زانکه هر جا دزد باشد نقد را پنهان برند

تا که ویران گشت فانی بین که معماران صنع

چون کنند آباد جایی خاک ازان ویران برند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نقدی بر زندگی و دنیا را به تصویر می‌کشد. شاعر به میکده‌ای اشاره می‌کند که در آن قدرت جان را به دست می‌آورند، اما کسانی که از این مکان می‌آیند، عریانی و دیوانگی را با خود به ارمغان می‌آورند. او به دوگانگی زهد و ورع اشاره می‌کند و این که هنگام ورود به میکده با این لباس‌ها، به نوعی بی‌پروایی دچار می‌شود. همچنین، شاعر از مصائب و بلاهایی که بر سرش می‌آید شکایت می‌کند و بیان می‌کند که دل ربایان به سادگی دل‌ها را می‌ربایند. در نهایت، به ویرانی دنیا و تلاش معماران اشاره دارد که چگونه از ویرانی‌ها اقدام به آبادانی می‌کنند. شعر تأملی است در مورد عشق، زندگی و معانی پنهان آن.