شمارهٔ ۱۷۶ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر که در کوی خرابات ز رندان دم زد
باید اول قدم خود به سر عالم زد
نزد رندان خرابات که صد جان به جویست
نتوان بیش ز انفاس مسیحا دم زد
ناصح ار مرهم پندم به دل ریش نهاد
وه که بر زخم دو صد نیش ازان مرهم زد
بهر بی تابی ما بود که مشاطه صنع
تاب ها در سر آن طره خم در خم زد
صرصر عشق چو بر مزرع آفاق گذشت
خرمن صبر و شکیبایی ما برهم زد
بر در میکده عشق ملک راه نیافت
حاجبش دست چو بر سینه نامحرم زد
فانیا بار خودی زان بفکندم از دوش
که بآن بار در این راه قدم نارم زد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ تجربههای عمیق عاشقانه و دلدادگی در کوی خرابات است. شاعر به رندانی اشاره میکند که گویی در دنیای عشق بیپروایی بیشتری دارند و برای ورود به این دنیای پرهیاهو باید از خودگذشتگی کرد. او به نیش و زخمهای موجود در راه عشق اشاره میکند و میافزاید که حتی نصیحتها و پندها نمیتوانند به دردی که عشق ایجاد کرده، مرهمی بگذارند. شاعر در نهایت بیان میکند که برای رسیدن به عشق و معنای عمیق آن، باید از بار خودخواهی و موانع اعتباری رها شود تا بتوان در این راه گام برداشت.