شمارهٔ ۱۸۱ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اقبال ره به کوی مغانم نمیدهد
ادبار آنچه طالب آنم نمیدهد
گویا نیافتست ز مطلوب کس خبر
زانکس به جستجوی نشانم نمیدهد
از نقد جان بهاش گرانست عجب مدان
گر می فروش رطل گرانم نمیدهد
یک بوسهام ازان کف پا وعده کرد لیک
بر پاش تا که جان نفشانم نمیدهد
دارالامان میکده با من نشان دهید
کز رنج و غصه دور امانم نمیدهد
از وصل او مراد دلم وعده کرد چرخ
دارم امید اگر چه که دانم نمیدهد
آیین عشق ناطقه را لال بودنست
فانی از آن مجال امانم نمیدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ناامیدی و دشواریهای عشق و جستجوی سرنوشت سخن میگوید. او اشاره میکند که هیچ کس به او در یافتن مراد و مطلوبش کمک نمیکند و از سختیهایی که در این مسیر متحمل میشود، گلایه دارد. شاعر از احساس تنهایی و بیثمری عشق صحبت میکند و میگوید که حتی وعدههایی که کسی به او داده، نتوانسته به حقیقت تبدیل شود. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق همواره با درد و رنج همراه است و فرصتی برای آرامش نمیدهد.