نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۷ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر به میکده ام یکشب انجمن باشد

چراغ انجمن آن به که یار من باشد

چه میل باغ کنم با وجود قد و رخش

که صد فراغتم از سرو و یاسمن باشد

ز زلف پرشکنش صید دل چسان برهد

که صد کمند بلا زیر هر شکن باشد

شهید عشق تو از خاک چون برآرد سر

چو لاله غرق می و داغ بر کفن باشد

ز روضه دیر مغان آرزو کنم در حشر

غریب را دل محزون سوی وطن باشد

کجاست می که بشوید ز لوح خاطر پاک

گرت ز محنت دوران دو صد سخن باشد

اگر به دشت فنا خاک ره شود فانی

به باد سوی تواش میل آمدن باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با بیان احساسات خود درباره عشق و می‌گساری، دلتنگی و آرزوها را مطرح می‌کند. او از دل‌دادگی به یار صحبت می‌کند و می‌گوید که وجود یارش برای جشن و شادی بسیار مهم‌تر از دیگر زیبایی‌های طبیعت است. شاعر به تصویر کشیدن زلف و زیبایی یار، به‌خودش می‌گوید که چگونه می‌تواند از چنگال عشق رهایی یابد. همچنین، او از حسرت و غم دوری از وطن و آرزو برای دیدار محبوب در روز قیامت صحبت می‌کند. در پایان، شاعر بیان می‌کند که حتی اگر در دنیا فانی شود، میل به وصل محبوب همیشه در دل او خواهد بود.