نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۹ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گدای کوی خرابات تاجدارانند

خرابات جام می عشق هوشیارانند

قرارگاه دل آن طره را چسان سازم

در آن سلاسل مشکین چو بیقرارانند

به گلشن رخش از بلبلی چو من چه حساب

که بیحساب تر از من دو صد هزارانند

به حسن لاله رخان شباب بین ای چشم

که پنجروزه چو گلهای نو بهارانند

به دیر مغبچه مست من چو جلوه کند

ز خیل جان به ته پاش خاکسارانند

سمند ناز چو رانی نظاره کن هر سو

که جانفشان به سر راه دلفگارانند

برون نیایم از آنجا چو فانی از مستی

معاشران گرم از مجلس فنا رانند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف حال و ویژگی‌های عاشقان و جویندگان عشق می‌پردازد. شاعر بهContrast میان گدایان و تاجداران اشاره می‌کند و عشق را به عنوان جام مستی و هوشیاری معرفی می‌کند. او از احساساتش در مواجهه با زیبایی‌های دلبر سخن می‌گوید و درک می‌کند که در دنیای عشق، تعداد عاشقان بسیار زیاد است. همچنین، زیبایی و جوانی را به گل‌های بهاری تشبیه می‌کند و از دلبستگی‌اش به می و مستی و عدم تمایل به خروج از این حال یاد می‌کند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که معاشران و افراد مادی دنیا، او و دیگر عاشقان را از مجلس فنا دور می‌کنند.