نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد

شمع در گریه شد و چنگ به فریاد آمد

با همه سنگدلی رحم کنی گر دانی

کز غم هجر توام دوش چه بیداد آمد

رسم تاراج خرابی چو بدید ابر بهار

گریه اش ناله کنان بر گل و شمشاد آمد

از خزان ریخت جوانان چمن سرو مگر

کز چنان تفرقه از راستی آزاد آمد

اجل از هجر تو میخواست که قتل آموزد

از پی کسب هنر جانب ارشاد آمد

دوش رفتم به خرابات و به جامی شد دفع

آنچه از دور زمان بر دل ناشاد آمد

فانیا قطع بیابان خودی دشوار است

مگر آن کس که به توفیق خداداد آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به غم و اندوه ناشی از فراق و جدایی می‌پردازد. او از یاد معشوق و درد ناشی از دوری او سخن می‌گوید و می‌گوید که حتی سنگدل‌ترین افراد هم اگر از درد جدایی آگاه باشند، دلسوزی خواهند کرد. شاعر به توصیف حالاتی همچون گریه شمع و ابر بهار پرداخته و از جوانان چمنی که از جدایی آسیب دیده‌اند یاد می‌کند. او اشاره می‌کند که مرگ به دنبال جدایی معشوق، هنر و ارشاد را نیز می‌آموزد. در انتها، شاعر به خویش می‌گوید که در دنیای فانی، تنها افرادی که به لطف خدا هدایت می‌شوند، می‌توانند از این مشکلات عبور کنند.