شمارهٔ ۱۸۳ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
صبح رندان صبوحی در میخانه زدند
در خرابات مغان ساغر مستانه زدند
می رنگین به خم عشق که بد مالامال
دوره کرده قدح و جام به پیمانه زدند
رازهایی که شنیدن نتوانست ملک
می ز پیمانه بآن نکته و افسانه زدند
چونکه من دیر رسیدم به لبم یکجرعه
ریخته دم به دم و طعنه جرمانه زدند
شکر باری که ازان باده نماندم محروم
که دران انجمن آن زمره فرزانه زدند
ز آتش شمع نه تنها دل پروانه بسوخت
کاتش شمع هم از شعله پروانه زدند
دل عشاق فتادند بخاک ره دیر
طره مغبچگانرا ز چه رو شانه زدند
خوشم از شادی طفلان پریوش گرچه
سنگ بیداد و ستم بر من دیوانه زدند
فانیا بیش مکن ناله ز ویرانی ازانک
گنج معنی طلبان خیمه به ویرانه زدند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به فضای شادی و سرور در میخانه و خرابات میپردازد. او از می و عشق صحبت میکند و اشاره دارد که هنوز رازهایی در دلش دارد که نمیتواند بیان کند. شاعر حسرت میخورد که دیر به این جشن رسیده و از نوشیدنیها محروم مانده است. همچنین، او به ارتباط بین عشق و شعله شمع اشاره کرده و میگوید که هر دو در آتش دچار سوختگی میشوند. در نهایت، شاعر به عشق و شادی که در دل دیگران وجود دارد، اشاره میکند و از ویرانی دلش دم میزند، اما به این نتیجه میرسد که گنجهای معنوی در ویرانیها نهفته است.