نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۱ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باده صافست و خرابات صفایی دارد

روم آن سو که عجب آب و هوایی دارد

جامه سرخ ببر کرد و دلیلست به خون

زانکه از خون کسان رنگ قبایی دارد

جلوه ابرویت از می سرم افکند بزیر

گو بکن سجده که خوش قبله نمایی دارد

سگ وفادار و جفاجو به جهان سگ منشان

من سگ آن کسم ای دل که وفایی دارد

دل که از حسرت رخسار و لبت رنجور است

ز گل و قند همانا که دوایی دارد

سگ او خون دل من خورد و من غم او

زین که رنج و الم آلوده غذایی دارد

فانیا درد کشانند بلاکش گو رو

سوی میخانه طمع آنکه بلایی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی‌های خرابات و لذت‌های می‌نوشی می‌پردازد. او به رنگ خون و جامه سرخ اشاره می‌کند که نماد عشق و درد است. زیبایی ابروی معشوق نیز توجه شاعر را جلب کرده و او را به سجده و عبادت دعوت می‌کند. همچنین، وفاداری و کاستی‌هایی که در زندگی وجود دارد، به سگ وفادار تشبیه می‌شود. شاعر از غم و حسرت دوری معشوق رنج می‌برد و به دلداری می‌نگرد. در نهایت، او از درد و مشکلات زندگی می‌گوید و به سوی میخانه می‌رود تا تسلی جوید.