شمارهٔ ۱۹۲ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
واعظان تا چند منع جام و ساغر میکنند
چون دماغ خویش را هم گه گهی تر میکنند
از قدح آنانکه گاه نشئه مییابند فیض
زین شرف چون منع محرومان دیگر میکنند
چون صفا از توبه اهل زهد را ظاهر نشد
چون بدین تکلیف رندان را مکدر میکنند
میفروشان باده را روزی که میسازند صاف
مجمر روحانیان زان بو معطر میکنند
از پی نظاره بلبل خوشست اوراق گل
باد و باران آن صحایف از چه ابتر میکنند
جرعه پیر مغانم ده به دست ای مغبچه
رغم آنانی که وصف خود و کوثر میکنند
سادهدل واعظ که گوید هرچه آید بر زبانش
سادهتر آنانکه این افسانه باور میکنند
آن چه چشمانند کز مژگان دو صف آراسته
عالمی در طرفةالعینی مسخر میکنند
خازنان روضه از اشعار فانی لعل و در
برده بر رخسار و گوش حور زیور میکنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به انتقاد از واعظانی میپردازد که مردم را از نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی منع میکنند، در حالی که خودشان نیز در خفا به این لذتها دست میزنند. او به تضاد میان ظاهر و باطن واعظان و زاهدان اشاره میکند و اشاره میکند که زاهدان واقعی و توبهکاران نمیتوانند به راحتی زهد خود را نشان دهند. همچنین، شاعر به مستی و شیرینی زندگی و لذتهای دنیوی اشاره میکند و میگوید که در جستجوی زیبایی و لذت، نباید به افسانهها و باورهای نادرست دل بست. در نهایت، او از آزادی و جرعهای از میخواهد و به زندگی واقعی و بیریا دعوت میکند.