نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ساقی ار عکس مه چهره به جام اندازد

باز در دور قمر شین تمام اندازد

هوسم هست که با من شود او رام ولیک

کس چسان طایر خورشید به دام اندازد

چهره شاهد مقصود مشاهد شودش

دیده هر کاو به می آئینه فام اندازد

گل بریزد همه در خاک و رود سرو ز دست

سرو خود را چو گل من بخرام اندازد

صوفی صبح چو بر سر فکند پرده نور

کس نباید که نظر بر می و جام اندازد

در شبستان افق چرخ کهن نوش کند

از شفق می که سراپرده شام اندازد

فانیا رو که به سر منزل مقصود رسد

هر که مردانه درین بادیه گام اندازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های چهره معشوق اشاره می‌کند و از ساقی می‌خواهد که تصویر او را در جام بیفکند. شاعر آرزو دارد که معشوق به او عشق ورزد، اما می‌داند که رسیدن به خورشید و معشوق آسان نیست. او همچنین به زیبایی و جوانی معشوق اشاره می‌کند که مانند گل است و در نهایت به فلسفه زندگی و مرگ اشاره دارد و می‌گوید که تنها کسانی که با شهامت در مسیر زندگی قدم می‌زنند به هدف خود خواهند رسید.