نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۵ - تتبع میر امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

گل نو شکفته من که ز رخ بهار دارد

ز دل رمیده بلبل نه یکی هزار دارد

ز می شبانه در باغ سحر به سر گرانیست

مکنید ناله مرغان که بسر خمار دارد

به شب فراق دل نقد حیات اگر نگه داشت

بامید روز وصلت ز پی نثار دارد

من و چشم تیره سودن به غبار مرکبت وه

چه سپاه فرخ آنکاو چو تو شهسوار دارد

به فغان دل که دیدنش ای که منع کردی

تو چنان خیال کردی که وی اختیار دارد

ز می طرب فزا گو دل خویشرا جلا ده

ز کدورت زمان هر که به دل غبار دارد

به حیات و جاه ده روزه مناز زانکه هر دو

چو خیال و خواب نی اصل و نه اعتبار دارد

طلبد چو دوست جان را ز تو فانیا ده آن را

که ترا به کار ناید اگر او به کار دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و احوال شاعر و دلبستگی او به عشق و معشوق می‌پردازد. شاعر از زیبایی بهار و گل‌های نو شکفته می‌گوید و دل‌تنگی بلبل را که از معشوق دور است، به تصویر می‌کشد. او در مورد می شبانه و غم آن به ناله پرندگان اشاره می‌کند و می‌گوید که در شب فراق، زندگی و دلش به امید وصال معشوق ادامه دارد. شاعر از تصور کردن معشوق به عنوان یک شاه‌سوار و تاثیر آن بر روح و دلش سخن می‌گوید و می‌نویسد که دلش را از ناراحتی‌ها و غبارها پاک کند. او بر این نکته تاکید می‌کند که زندگی و جلال، هر دو گذرا هستند و نباید به آن‌ها بیش از حد بها داد. در نهایت، شاعر از دوستش می‌خواهد که جانش را نجات دهد، زیرا او به وجود او در زندگی‌اش نیاز دارد.