نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۷ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شد بلا چشم تو ای گلرخسار

نقطه زیر بلا خال عذار

اینکه در جان و دل آتش زده‌ای

دل ازین هست به جان منت دار

باده لعل لبت پیش نظر

از چه شد چشم تو در عین خمار

جلوه سرو روان تو حیات

دهد اما کشدم در رفتار

ساقیا ساغر عیشت چو پر است

نوش و نوشان به زمین برمگزار

بلبل ار شیفته گلشن گشت

دید در هر گلش اما صد خار

فانیا از چمن دهر ببر

شاخ امید که آن نارد بار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به زیبایی و مکرر عشق، درد و عاشقانه بودن اشاره می‌کند. او به چشمان زیبا و تأثیرگذار معشوقه‌اش اشاره دارد که در قلبش آتش زده و زندگی‌اش را دچار التهاب کرده است. باده‌ای که از لبان معشوقه‌اش می‌چکد، او را به عیش و شادمانی فرا می‌خواند. اما با وجود زیبایی و جذابیت، شاعر از نشانه‌های ناراحتی و درد ناشی از عشق نیز صحبت می‌کند. او به وجود خارهای دردناک در کنار گل‌های زیبا اشاره کرده و خواستار ترک دنیای فانی و جستجوی امید است. این قطعه بیانگر تضاد میان زیبایی و رنج عشق است و حسی عمیق را در بر دارد.