شمارهٔ ۲ امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
ای به گلستان هزار نرگس شهلا
در گل گلزار عارضت به تماشا
لاله و گل از تجلی تو به خوبی
قمری و بلبل ز شوق تو به علالا
در رخ روز از رخ تو بارقه مهر
در دل شب از غم تو مایه سودا
عاشق بیدل ز شوق روی تو مجنون
کرده بهانه ولی محبت لیلا
عارض یوسف نموده لمعه رویت
زو شده مشعوف و زار عشق زلیخا
گاه در آئین عاشقی شده ظاهر
هم شده بر حسن خویش واله و شیدا
گاه به معشوق شیوگیست تسحب
هم بخود از ناز کرده غارت و یغما
عاشق و معشوق و عشق جمله خودی پس
هر نفس از یک لباس گشته هویدا
در دو جهان عاشق تو گشت چو فانی
ساز فنا هم به عشق خویشتن او را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و به توصیف ویژگیهای او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون نرگس، لاله و بلبل، شوق و عشق خود را به معشوق ابراز میکند. او به تأثیرات حضور معشوق در زندگیاش اشاره میکند و همچنین احساساتی مانند عشق، غم و شادی را در کنار هم قرار میدهد. در نهایت، شاعر بیان میکند که عاشق و معشوق و عشق همه در واقع یک وجود واحد هستند و این عشق است که موجب فنا و زوال در دو جهان میشود.