نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ - تتبع خواجه حافظ امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رُموز العشق کانت مشکلا بالکاس حللها

که آن یاقوت محلولت نماید حل مشکل‌ها

سوی دیر مغان بخرام تا بینی دوصد محفل

سراسر ز آفتاب می فروزان شمع محفل‌ها

دل و می هردو روشن شد نمی‌دانم که تاب می

زد آتش‌ها به دل یا تاب می شد ز آتش دل‌ها

به مقصد گرچه ره دورست اگر آتش رسد از عشق

چون برق‌آسا توان کردن به گامی قطع منزل‌ها

من و بی‌حاصلی کاز علم و زهدم آنچه حاصل شد

یکایک در سر معشوق و می شد جمله حاصل‌ها

بود چون ابر سیر ناقه لیلی که در وادی

فغان از چاک دل مجنون کشد نی زنگ محمل‌ها

چو در دشت فنا منزل کنی یک روز ای فانی

ز من آن جانفزا اطلال را فابجدو قتلها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به رازهای عشق و زیبایی آن اشاره می‌کند. او به یاقوتی اشاره می‌کند که می‌تواند مشکلات را حل کند و به محفل‌هایی که در آن عشق و می‌درخشد، سفر می‌کند. دل و می هر دو روشن و پرشور هستند، اما شاعر نمی‌داند که آیا آتش عشق دلش را می‌سوزاند یا اینکه این می است که دل‌های عاشق را گرم می‌کند. هرچند مسیر عشق دور است، ولی اگر عشق واقعی باشد، می‌توان با سرعت به مقصد رسید. شاعر تأمل می‌کند که علم و تلاشش بی‌حاصل بوده و همه نتایج در سر معشوق خلاصه می‌شود. او به مجنون و لیلی اشاره می‌کند و در نهایت از فانی بودن انسان در دشت فنا یاد می‌کند و از عمق دلش می‌گوید.