نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۰ - تتبع میرشاهی امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هردم رسد به دل چو ز عالم غمی دگر

غم نیست چون ز من بودت عالمی دگر

دارد گدای میکده از باده قدح

آیینه سکندر و جام جمی دگر

گویم به نزد پیر مغان جور مغبچه

چون نیستم به دیر جز او محرمی دگر

نابود شد دلم ز غم هجر کاش حق

بخشد نشاط وصل و دل خرمی دگر

این دم غنیمت است برآنکس که نبودش

غیر از حریف مشفق و می همدمی دگر

فانی ز سیل اشک تو غمخانه سپهر

خم یافت آنچنان که فتد از نمی دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس غم و تنهایی شاعر اشاره دارد. شاعر در هر لحظه از زندگی به غمی جدید برمی‌خورد که ناشی از جدایی و دوری از محبوب است. او از باده و میکده صحبت می‌کند و به دنبال نشانی از خوشی و رفیق می‌گردد. ناامیدی و غم در دل او وجود دارد و امید به وصال و خوشی را در سایه رفاقت و می‌نوشی جستجو می‌کند. در نهایت، شاعر به فانی بودن این احساسات اشاره دارد و بیان می‌کند که غم و اشک‌ها بر زندگی او سایه افکنده‌اند.