نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۱ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کیف و جان بخشدم آن لب می نابست مگر؟

روح صافی کندم لعل مذابست مگر؟

خواب در چشم، ندارم ز خیال مژه‌ات

خیل هندو زده صف رهزن خوابست مگر؟

حمرت بیضه من هست و به خوناب سرشک

آمده بر می گلرنگ، حبابست مگر؟

آب کوثر ز کف حور ندارد مستی

در کف ساقی گلچهره شرابست مگر؟

تنگ و تاریک دلم کز غم او گشت خراب

کنج ویران من خانه خرابست مگر؟

ندهد عشق و میم نشاء به پیری گفتم

گفت پیر خردم عهد شبابست مگر؟

سیل می کشور هوش و خردم کرد غریق

فانیا در عجبم عالم آبست مگر؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تأثیر عشق و می بر روح و روان خود می‌پردازد. او با اشاره به زیبایی و جذابیت معشوق، آن را به می ناب تشبیه می‌کند و از خواب و خیال خود از او می‌گوید. شاعر از غم و تاریکی دلش در نتیجه فراق معشوق شکایت می‌کند و به ویرانی درونی‌اش اشاره دارد. او تأکید می‌کند که عشق و شراب تنها مختص دوران جوانی است و در پیری اثری از آن باقی نمی‌ماند. در نهایت، شاعر با حالتی از شگفتی از غرق شدن در دنیای عشق و سرمستی صحبت می‌کند.