نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۶ - تتبع مخدوم امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یارب چه بلایی‌ست که آن شوخ قدح‌نوش

هر باده که با غیر خورد من روم از هوش

از بسکه سبوی در میخانه کشیدم

شد چون کف دست شترمست مرا دوش

آن چشم سیه را نبود حاجت سرمه

در سوگ قتیلان غمش گشته سیه پوش

بود ارچه مرا وعده وصل تو ببازی

هرگز نکنم لذت آن وعده فراموش

پنهان سخنم هست به آن شوخ ولیکن

کو زهره آنم که برم لب سوی آن گوش

فانی اگرت دعوی آیین فنا هست

از رفته تأسف مخور از نامده مخروش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و شیدایی خود اشاره می‌کند و از درد و عذاب ناشی از آن صحبت می‌کند. او به می‌نوشی و لذت‌های آن اشاره می‌کند، اما به شدت تحت تأثیر جدایی از محبوبش است. با توصیف زیبایی‌ها و همچنین غم و سوگ درونی، نشان می‌دهد که چگونه عشق می‌تواند انسان را به جنون و از خود بیخود کند. او از یادآوری وعده دیدار معشوقش صحبت می‌کند و در عین حال به فقدان و غم ناشی از جدایی نیز اشاره می‌کند. شاعر در نهایت، به تمایل رازآلود خود برای بیان احساساتش اشاره می‌کند و با این حال از فقدان شجاعت برای ابراز آن نالان است.