نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ساقی از رنج خمارم بد حال

به کفم نه قدح مالامال

قدحی کاو بزداید از دل

گر ز دورانش بود رنگ ملال

کشم آن نوع که باشد به قدح

از رطوبت اثر باده مجال

تا دمی مست شوم لایعقل

نایدم عالم هستی به خیال

ای خوش آن باده که از بود و نبود

کندت یکنفس او فارغ بال

گر عزیزت کند احسان کسان

در برابر بنگر ذل سؤال

فانیا علم و عمل مهجورست

هست شهراه فنا سوی وصال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شاعری، از رنج و درد ناشی از خماری صحبت می‌کند و خواستار نوشیدن باده‌ای است که بتواند از غم و ملال او بکاهد. شاعر به دنبال لحظه‌ای است که با نوشیدن باده مست شود و از واقعیت‌های زندگی دور شود. او به باده‌ای اشاره می‌کند که آرامش و آزادی خاطر به انسان می‌دهد و درمی‌یابد که علم و عمل در نهایت بی‌فایده هستند و انسان‌ها باید به مسیر وصال و معنویت توجه کنند.