نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۹ - در طریق مخدوم امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف

به عذر توبه دگر خویشرا مدار معاف

ز چاک پیرهنم دوختن چه سود ایدل

مرا که گشته ز تیغ فراق سینه شکاف

شکست قلب همه اهل عشق مژگانت

ازان سبب که صف آراسته چون اهل مصاف

به درس عشق در آ صوفیا چو مطلوبت

نگشت فتح ز مفتاح و کشف از کشاف

تمام دفتر آداب عشق یک حرف است

سخن دراز کشید از نزاع اهل خلاف

مرا رضای تو و دیر به ز کعبه و زهد

که گفته اند که بالای طاعتست انصاف

طریق بیخودی از فانی و خودی از شیخ

که این زلا همه گه نکته راند آن از لاف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تجربه‌های عاشقانه و وصال می‌پردازد. شاعر به بیان درد و رنج ناشی از جدایی از معشوق پرداخته و به زیبایی چشمان او اشاره می‌کند که قلب عاشقان را می‌شکند. او بر این نکته تأکید دارد که تمام آداب عشق در یک نکته خلاصه می‌شود و تکرار بحث‌های بی‌مورد در میان اهل جدل را بی‌فایده می‌داند. همچنین، نویسنده بر اهمیت رضایت معشوق نسبت به عبادت و طاعت تأکید می‌کند و نهایتاً به بیخودی و رهایی از خودخواهی اشاره دارد.