نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ - تتبع مخدومی امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هست در دیر آفتی هر دم به قصد جان مرا

زنده بردن از سر کوی مغان نتوان مرا

خانه دل بود آبادان ز تقوی وه که ساخت

عشوه های ساقی و سیل قدح ویران مرا

پرده زهدم چه سان پوشد که از آشوب می

از گریبان هر دم افتد چاک تا دامان مرا

خرقه در هجر بتی شد رهن می بنگر که زد

باده و عشق از لباس عافیت عریان مرا

گر به گرداب می افتادم مرا نبود گنه

هست این سرگشتگی از گردش دوران مرا

بحر عصیان از بلندی کرد پستم زانکه زد

بر زمین از آسمان هر موج این طوفان مرا

سازم از لوث ریا غسل طریق ای پیر دیر

چون فقیه آید درون خم کنی پنهان مرا

خواب دیدم کآب کوثر میخورم از دست حور

فیض می از دست ساقی ده دوصد چندان مرا

فانیا راه فنا هر چند مشکل بود شد

قطع آن ز افکندن بار خودی آسان مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تضاد بین روحانیات و لذات دنیوی اشاره می‌کند. او می‌گوید که در دیر (مکانی مذهبی) تحت تأثیر موانع و آفت‌ها قرار دارد و نمی‌تواند از جاذبه‌های عشق و میخواری فرار کند. خانه دل او با تقوی ساخته شده، ولی جذبه‌های ساقی و شراب او را ویران می‌کند. شاعر از دردی می‌گوید که در اثر عشق و می به جانش افتاده است و این سرگشتگی نتیجه گردش زمان است. او در تلاش است تا از ریا و نفاق دوری کند و می‌خواهد به خلوص برسد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که رسیدن به آرامش از رها کردن بار خودخواهی و هوی و هوس آسان‌تر است.