نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۴ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زهی از جلوه بالای رعنایت بلا بر دل

ز هر یک تار مشکین طره‌ات صد ابتلا بر دل

چنان کز کثرت باران نیسان بشکند غنچه

کشاید از تو هر چند آیدم تیر جفا بر دل

چو روز آید شود طغیان او در عشق صد چندان

اگر چه منع را هر شب کنم صد ماجرا بر دل

دل و چشمم هلاکت گشته و تو جلوه گر در چشم

روا نبود که این بیداد را داری روا بر دل

فلک اهل وفا را چون همیشه دارد آزرده

خوشم زان بی‌وفا آزار گر آید مرا بر دل

ز روی مردمی رطل گرانم دار ای ساقی

که از نامردمان دهر دارم غصه‌ها بر دل

به چشم رحمت و دلسوزیم بینی اگر دانی

که از هجرت چه‌ها بر چشم من آمد، چه‌ها بر دل

عجب نبود رسیدن در حریم باقی ای فانی

اگر خود گفته‌ای قطع بیابان فنا بر دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود صحبت می‌کند که بر دلش تأثیر عمیق و دردناکی دارد. او به ضعف و ناتوانی دل و چشمش در برابر معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که روزها عشقش شدیدتر می‌شود، حتی اگر شب‌ها سعی کند از آن رنج‌ها فرار کند. شاعر همچنین به وفاداری و بی‌وفایی اشاره دارد و از دردهایی که از آن می‌کشد، صحبت می‌کند. در نهایت، او به وجود غصه‌هایی که از نامردی‌های زمانه بر دلش سنگینی می‌کند و همچنین به یاد هجرت و صدمات ناشی از آن می‌پردازد. омаست در نهایت نگاهی به فنا و بی‌پایداری زندگی دارد و می‌گوید که نباید از رسیدن به حریم باقی تعجب کند.