شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم
گونه ای زردوشی در می حمرا فکنم
ای گدایان در میکده همت که به جهد
خویشتن را اگر از صومعه آنجا فکنم
وه که آن مغبچه پروا نکند گر خود را
بر در دیر ز ایوان مسیحا فکنم
اهل دین تو به دهندم ز می ایدل چه عجب
خویش را گر به میان مغ و ترسا فکنم
دل واله شده چون بید بلرزد هر گه
چشم بر جلوه آن قامت رعنا فکنم
فانی آن صید شد از دست چه سود ار خود را
سگ دیوانه صفت جانب صحرا فکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار شاعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر آن را مانند شراب در میکده بگذارد، زیبایی او برای دیگران قابل مشاهده خواهد بود. او از گدایان میخواهد که در میکده تلاش کنند تا خود را از صومعهها رها کنند و به آنجا بپیوندند. همچنین به نظر میرسد او از بیاحتیاطی معشوق خود نگران است که ممکن است به آسانی از در دیر چشمپوشی کند. شاعر همچنین به تمسخر اهل دین میپردازد که به میپرستی تمایل دارند و نگران نیستند که خود را در نهایت میان مغها و ترساها بیابند. دل او به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوقش است و میلرزد. در نهایت، او دربارهی فقدان فرصتی که از دست رفته میگوید و به صورت استعاری خود را به سگ دیوانهای تشبیه میکند که در صحرا سرگردان است.