شمارهٔ ۲۲ - تتبع خواجه در طور سعدی امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز روی بستر شاهی به بین گهی ما را
به زیر پهلو خار و به زیر سر خارا
چو لب به عشوه گزی دست اگر نهم بر دل
بگو چه چاره کنم جان ناشکیبا را؟
حدیث وصل ترا بر زبان اگر نآرم
ز سر چگونه برون آرم این تمنا را
ز کوی او که روی ای ملک به سوی بهشت
چرا ز دست دهی این چنین تماشا را؟
نگر به میکده راکع سبوی باده به دوش
ز دوش آنکه نه انداختی مصلا را
چو خواهد از پی حسن تو زهد مشاطه
بآفتاب کشد زحمت از پی آرا را
به سعدی است قدم بر قدم زده فانی
که پی دو فهم نگردد خیال دانا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شرایط سخت و تلخ جان خویش سخن میگوید، در حالی که به یاد معشوق و زیباییهای اوست. او به تصویر کشیدن احساسات عاشقانه میپردازد و ابراز میکند که زندگی بر او دشوار است و نمیتواند از فکر معشوق و وصالش بیرون بیاید. شاعر میگوید که حتی در متون دینی نیز یاد عشق او را در دل دارد و نمیتواند از آن دور شود. او به زیباییهایی که در میکده و در منظر معشوق وجود دارد، اشاره میکند و به تصویر کشیدن تضاد زهد و عشق مینشیند. در انتها، شاعر به نقش سعدی، شاعر بزرگ، در بیان این احساسات و افکار اشاره میکند.