شمارهٔ ۲۳۳ امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باز در دیر بتی عشوهنما میبینم
کاهل دین را ز وی آشوب و بلا میبینم
زاهدا منع مکن چون نگرم در رخ او
عیبِ این چیست که در صُنع خدا میبینم
من و مایی نبود در رَهِ وحدت هُش دار
که من این ما و من از عین خطا میبینم
بیوفایی مگر این مه ز تو دارد تعلیم
که فلک دشمن ارباب وفا میبینم
گر گدای در میخانه شدم عیب مکن
که بر آن در همه شاهان چو گدا میبینم
کافرا کز پی ایمان ریایی مخلص
منزلی خوبتر از دیر فنا میبینم
فانیا جام فنا چون بکشم حافظوار
که همه در روش حافظ و جامی بینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که زیبایی او باعث رنج و آشفتگی دینیاش شده است. او از زاهدان میخواهد که از او منع نکنند، زیرا زیبایی خداوند را در چهره معشوق میبیند. شاعر به وحدت و دوری از تقسیمات میاندیشد و از بیوفایی ستارگان شکایت میکند. او خود را گدای میخانه میداند و این را عیب نمیگذارد، چرا که حتی شاهان نیز در آنجا مانند گدا هستند. همچنین، او به بیاعتباری ظاهر در ایمان اشاره کرده و به دنیای فانی و فنا و همچنین جام عشق حافظ اشاره میکند. در نهایت، شاعر از همه زیباییها و زیباییهای دنیایی یاد کرده و آنها را در روش حافظ و جام عشقش میبیند.