نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۸ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در دیر زار مغبچه شوخ مهوشم

کز هجر او چو خال عذارش بر آتشم

شام فراق از طرف کوی او وزید

باد صبا و کرد چو زلفت مشوشم

نقد دلی که بود چو ترکان ظلم خوی

از کف کشید و بردمان شوخ دلکشم

مجروحم از سپهر و غشی های او بدار

ساقی برغم او قدح صاف بیغشم

طعنم ز زاهدی مزن ای پیر می فروش

هر چند پر کنی قدح باده در کشم

گردون اگر بود خوش و ناخوش چه غم چو من

ز اقبال فقر هر چه به پیش آیدم خوشم

فانی اگر ز آدمیان گشته‌ام ملول

عیبم مکن که واله شوخ پریوشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساسات عمیق و دردهای ناشی از جدایی و عشق را بیان می‌کند. او از زیبایی محبوبش یاد می‌کند و اینکه چطور دوری او او را آتشین و غمگین کرده است. شام فراق برایش تلخ و پر از حسرت است و باد صبا او را به یاد محبوبش می‌اندازد. شاعر در تلاش است تا از زخم‌های ناشی از این جدایی رهایی یابد، اما در عین حال به نوشیدن شراب و فراموشی مشغول است. او به زاهدان و افرادی که او را نکوهش می‌کنند، پاسخ می‌دهد که زندگی با درد و رنجش ادامه دارد و در نهایت، او به دوگانگی عشق و غم خود اذعان می‌کند. شاعر خود را در حال و هوای عاشقانه و در عین حال پریشان و غمگین توصیف می‌کند و نمی‌خواهد کسی او را به خاطر علاقه‌اش سرزنش کند.