شمارهٔ ۲۴ - تتبع یار عزیز امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ز آتش می در گل روی تو اثرها
در سینه ازان آتشم افتاده شررها
سنگ لب رودی ز قتیل تو رود خون
باشد ز تموج به کنار آمده سرها
در خلعت گلگون قد رعنای تو سرو است
کو نشو و نما یافته با خون جگرها
هر نخل تمنی که به عشق تو نشاندیم
از سنگ ملامت همه آورده ثمرها
از عشق یکی مغبچه در دیر مغان دوست
آورده پی جرعه می روی به درها
بی راهبری دشت فنا طی نتوان کرد
کافزونست درو ازحدو اندازه خطرها
فانی بود و جام می و عشق و خرابات
کز دهر مراد این شد و بیهوده دگرها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حسرت و زیبایی عشق اشاره دارد. شاعر از تاثیرات عمیق عشق و شررهای آتشین آن در دل خود سخن میگوید. او زیبایی معشوق را با گل مقایسه کرده و از تصویر خون و غم ناشی از عشق یاد میکند. در ادامه، شاعر به زحمات و تلاشهای خود در راه عشق اشاره کرده و از سمبلهایی مانند نخل و مغبچه برای بیان امید و آرزوهایش استفاده میکند. نهایتاً، او به بیپایانی و بیفایده بودن دنیا و محبتهای دنیوی اشاره میکند و به فناپذیری تمامی چیزها میپردازد.