نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۲ - تتبع مخدوم امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مسلمانان دل آزرده دارم

تنی سیلاب محنت برده دارم

علاج دل مکن جز مرهم وصل

که از نیش فراق آزرده دارم

تنی بی سوز دل از جان خود سیر

بعینه چون چراغ مرده دارم

رفیقان را که از عشق آتشینند

ز آه سرد خویش افسرده دارم

گل امید خود چون گلشن دهر

ز عین تشنگی پژمرده دارم

چو فانی نقش غیر از صفحه دل

به تیغ بیدلی بسترده دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از درد و رنج خود سخن می‌گوید و احساس دل‌آزردگی و محنت را بیان می‌کند. او می‌گوید که هیچ علاحی جز وصال محبوب نمی‌تواند دلش را تسکین دهد و از نیش فراق رنج می‌برد. او خود را همچون چراغی خاموش توصیف می‌کند و از بی‌حالتی و سوز دلش نام می‌برد. همچنین از بی‌احساسی دوستانی که در آتش عشق می‌سوزند، نیز سخن می‌گوید و گل امیدش را پژمرده توصیف می‌کند. در پایان، به این نکته اشاره می‌کند که همه چیز را در دلش به تیغ بی‌دلی سپرده است.