نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۶ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر در دیر مغان هرروز خدمت می‌کنم

صد تفاخر زین شرف بر اهل دولت می‌کنم

پیر دیرم گر به هر عمری دهد یک جام می

سال‌ها از مستی آن باده عشرت می‌کنم

تا ندانندم که از عشق که مجنونم چنین

هر پریوش را به مهر خویش تهمت می‌کنم

خو گرم با جور منما لطف بی‌حد زانکه من

می‌فتم در رنج اگر این طور عادت می‌کنم

گرچه در دیرم گدا لیکن به یک پیمانه می

با صد افریدون و جم اظهار حشمت می‌کنم

وه چه عشق مفرط است این زانکه در هر چند روز

در دگر نوع جنون در شهر شهرت می‌کنم

گر مسلمانان بسوزندم جزا نبود هنوز

من که بهری کافری تغییر ملت می‌کنم

اینکه گه مغرور زهدم گاه پیر میکده

از تلون‌های حال خویش حیرت می‌کنم

خلوت زاهد پی مقصود باشد فانیا

لیک چون من یافتم مقصود خلوت می‌کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به عشق و دلبستگی‌اش به میخانه و مستی اشاره می‌کند. او هر روز در میکده خدمت می‌کند و به خاطر این عشق، خود را از دیگران متمایز می‌سازد. با اینکه وضعش در میخانه مانند یک گداست، اما با یک پیمانه شراب خود را با پادشاهان و شخصیت‌های بزرگ مقایسه می‌کند. او به عشقش اشاره دارد که حتی اگر مورد آزمایش و آزار قرار بگیرد، تغییر ملت و دینش را برنمی‌تابد. شاعر در نهایت به این نکته می‌رسد که خلوت زاهدان برای رسیدن به مقصود است، اما او خودش در این خلوت به حقیقت و مقصودش می‌رسد.