نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۷ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در خرابات ار شبی میل قدح کمتر کنم

عذر آن را روزها اندر سر ساغر کنم

خواهم از داغ جفا وز زخم گردون لاله‌وار

خاک و خون بر سر کنم وز خاک و خون سر بر کنم

تا که در آتشگه دیر مغانم شعله‌سان

گاه مردن بستر راحت ز خاکستر کنم

هردم از کیفیت می چون فتم در عالمی

مست باشم چونکه میل عالم دیگر کنم

بس که دارم خار غم زین گلشن نیلوفری

کی به گلشن میل بر گل‌های نیلوفر کنم

من که و نام وصال این بس که در دیوانگی

جان فدای عشق آن حور پری‌پیکر کنم

کار بی‌تقدیر چون ممکن نباشد ای حکیم

کی نظر بر سیر چرخ و گردش اختر کنم

فانیا چون سرخ‌رویی بایدم در راه فقر

خرقه و سجاده زان رهن می احمر کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و زندگی گفتگو می‌کند. او می‌خواهد از درد و رنج خود به کمک شراب کم کند و از خاک و خون داغ دل برای خود سوزانی به یادگار بگذارد. شاعر در آتشگاه مغان می‌سوزد و به دنبال تجربه‌های جدید و مستی است. او غم و درد را از گلشن زندگی‌اش می‌داند و به عشق حور پیکر خود فدای جان می‌شود. در نهایت، شاعر به حکمت زندگی و سیر چرخ روزگار اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که در این دنیا، تقدیر بر انسان حاکم است و نمی‌تواند بر روی گردش اختران تأثیر بگذارد. او در جستجوی فقر و رنج، به ترک دنیا و لذت‌های آن فکر می‌کند.