نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۸ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من که هردم ز فلک صد الم آید پیشم

غیر بیهوشی و مستی چه صلاح اندیشم؟

گر به زنار میان چست کنم عیب مدار

من که در خدمت آن قاتل کافرکیشم

نکند سود مرا کسوت درویشانه

زانکه در خرقه فقر آمده نادرویشم

صاف عشرت ز چه رو کم رسدم از عشاق

چونکه در دُردکشی از همه رندان پیشم

خون اکشم عجبی نیست چو آن لؤلؤوَش

زده بر مردمک دیده ز مژگان نیشم

مهوشان گرچه بلایند چه غم ای فانی؟

من چو در عشق گرفتار بلای خویشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلی که مطرح شده، سخنان شاعرانه و احساسی است که در آن شاعر از حال و روحیات خود می‌گوید. او از دردها و مستی‌های عشق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که در برابر مشکلات و بی‌احساسی‌ها، چه صلاحی جز در مستی و بی‌هشی نمی‌بیند. شاعر اشاره می‌کند که به خاطر عشق او، عیب‌ها و عذرهای خود را نادیده می‌گیرد و در این راه به زندگی ساده و درویش‌مسلکانه خود افتخار می‌کند. همچنین، او با بیان احساسات عمیق خود، از عشق و سرشت دردناک آن یاد می‌کند و اینکه حتی در جمع مستان و عاشقان، او تنها درگیر عشق و بلای آن است. این غزل به نوعی شعف و شوق عاشقانه و در عین حال غم و اندوه ناشی از عشق را به تصویر می‌کشد.