نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۰ - تتبع مخدوم امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رندی که پا برون نهد از دیر سرخوشان

هست از علوشان برهش فرق سرکشان

مجنون وشان وصل کجا زانکه پا نهند

با صد هراس و بیم به کوی پریوشان

خوش آنکه شد ز دنی و عقبی به میکده

دامن کشان ازین و ازان آستین فشان

چون در کشید یکدو قدح وانگهش نماند

نی از می و نه میکده نی از خودش نشان

مخفی است سر کار ازان شد دلیل جهل

بر اهل بحث و مدرسه دعوی علمشان

روح الله اش ز طارم مهرست جرعه خواه

بر بام دیر پیر مغان بین قدح کشان

فانی براه فقر و فنا خاک اگر شوی

بالای چرخ جای کنی از علوشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حال و هوای عارفانه و عشق به میگساری و خودفراموشی است. شاعر به مقابله با دانشمندان و اهل بحث می‌پردازد و می‌گوید که خوشا به حال کسی که از دنیای مادی و آخرت به میکده پناه برده و از آنجا آزاد می‌شود. او از بی‌خبری عالمان از حقیقت صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که در میکده، انسان می‌تواند به حالتی از ویرانی و فنا برسد که در آن خبری از خود و دنیا نیست. این شعر به نوعی تشویق به رهایی از قید و بندهای دنیوی و پیدا کردن آزادی در نوشیدن شراب و رسیدن به مقام عارفان است.