شمارهٔ ۲۶۵ - تتبع میر امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ای رند درد آشام جز دیر مغان مأوا مکن
دل را به غیر از مغبچهای جای دگر شیدا مکن
ساقی به صد فرخندگی چون بایدت پایندگی
گر یابی آب زندگی در جام جز صهبا مکن
در طوف باغ ای سیمبر گلرنگ می در جام زر
افکنده در وی کن نظر میل گل رعنا مکن
در دین و دل آتش زده کردی چو عزم میکده
هر لحظه از می عربده بر زمره تقوا مکن
چون ملک دل یغما کنی جور و ستم با ما کنی
صد ناز و استغنا کنی در ناز استغنا مکن
دلرا چو بینی سوی خود مجنون و زار روی خود
هر دم مران از کوی خود دیوانه را بیجا مکن
از عشق فانی دم مزن گلبانگ در عالم مزن
حال مرا بر هم مزن بیشم ازین رسوا مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حافظ، به پیغامهای عاشقانه و هشدارهای عمیق درباره عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر به یک معشوقه (مغبچه) تأکید میکند که دل باید به غیر از او وابسته نباشد و از پرداختن به سرگرمیهای بیمورد بپرهیزد. او همچنین از ساقی میخواهد که اگر آب زندگی را نیابد، به دنبال نوشیدنیهای دیگر نرود. در ادامه، شاعر به زیباییهای باغ و مینوشی اشاره میکند و از ورود به عالم معاصران و پرهیز از عبور از رایج تقوا هشدار میدهد. شاعر در مورد دلهای شکسته و رنجش از جور و ستم صحبت میکند و از معشوقه میخواهد که محبت و نازش را با افراط نشان ندهد. همچنین، اشاره میکند که نباید دیوانگان را از خود براند و باید بگذرد، و در نهایت از فانی بودن عشق میگوید و از معشوقه میخواهد که حال او را خراب نکند و او را بیشتر رسوا نکند.