نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۶ - اختراع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نیست در دیر مغان بدمست بی‌باکی چو من

از گریبان تا به دامن پیرهن‌چاکی چو من

آنچنان کاندر کمال حسن پاکی چون تو نیست

یافت نبود در کمال عشق هم پاکی چو من

غم چو نبود از غم عشقت به عالم صعب‌تر

شد یقین این هم که نبود نیز غمناکی چو من

درخور ادراک حسنت هرکسی را عاشقی است

نیست در عشاق زارت اهل ادراکی چو من

گر رباید صرصر عشقت چو حسن عشاق را

نیست در دشت غم و اندوه خاشاکی چو من

گل اگر باید پی تعمیر کوی عاشقی

بهر آن آبی چو اشکم نبود و خاکی چو من

قطع دشت فقر اگر در شیوه چالاکی‌ست

فانیا در قطع این ره نیست چالاکی چو من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عواطف و احساسات عمیق عاشقانه شاعر می‌پردازد. شاعر خود را به عنوان فردی بی‌باک و متفاوت معرفی می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند مانند او در عشق و غم تجربه کند. او به کمال و زیبایی عشق و زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ کسی به این اندازه عاشق و عمیق نمی‌تواند احساس کند. شاعر همچنین از ارتباط اشک و خاک در عشق و فقر سخن می‌گوید و اهمیت این عواطف را در سفر عاشقانه‌اش بیان می‌کند. در کل، شعر نمایانگر احساسات عمیق، فراق و عشق بی‌نظیری است که شاعر تجربه کرده است.