شمارهٔ ۲۷۸ - تتبع شیخ کمال امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به عشقت من خسته را سوختی
خسی را به برق بلا سوختی
ز شوق لب و خالهایت به رو
به جان حزین داغها سوختی
دلم را چو آواره کردی به ظلم
نمیدانمش تا کجا سوختی
دلم را که از دردت آزرده بود
همانا ز بهر دوا سوختی
ز عشقت نیاسود بیچاره دل
که تا کردیش مبتلا سوختی
چهها آمد از چشم و رویت به دل
که یا ساختی خسته یا سوختی
به هرکس که آتش زدی سوختم
در آتش زدنها مرا سوختی
به جورم چو از خود جدا ساختی
به داغ جدایی جدا سوختی
ازان فانی از خویش یکباره رست
که او را به داغ فنا سوختی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن سخن میگوید. او به زیباییها و ویژگیهای معشوق اشاره میکند و از سوختن دل خود به خاطر محبت و جدایی مینالد. شاعر بیان میکند که عشقش او را به شدت آزار داده و هر بار که به یاد معشوقش میافتد، بیشتر دچار درد و رنج میشود. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که این عشق باعث شده که دلتنگی و جدایی برایش به شدت عذابآور شود.