شمارهٔ ۴ - تتبع میر امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
گر پرده اندازد مهم آن روی آتشناک را
سوزم به آه آتشین نه پرده افلاک را
خواهی چو قتل ای کج کله حاجت به تیغت نیست وه
این بس که بشکستی بته طرف کلاه چاک را
افتد به مردم صد خطر گوید ملایک الحذر
هر سو که سازی جلوه گر آن قامت چالاک را
با هر کس ای سیمین بدن منمای روی خویشتن
باید چو چشم پاک من ز انسان جمال پاک را
ساقی ز بیداد جهان صد غم بدل دارم نهان
جامی بدار و وارهان زانها من غمناک را
باید که مستی فن کنی دیر مغان مسکن کنی
گر بایدت روشن کنی آئینه ادراک را
فانی در این دیر الم چون مهلکت شد زهر غم
چون مرشد جان بخش دم زو نوش کن تریاک را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و عواطف عمیق انسانی است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از تاثیرات سوزان عشق بر دل میگوید. او به خطراتی که عشق ممکن است به همراه داشته باشد اشاره کرده و از نیاز به پاکی و صداقت در روابط صحبت میکند. همچنین، از غمهای پنهان و دلمشغولیهای خود میگوید و خواستار نجات از این غمها است. در نهایت شعر به اهمیت پرورش آگاهی و دوری از غم و اندوه در زندگی اشاره دارد.