شمارهٔ ۳۳ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
میکند وقت صبح نعره سحاب
که زمان صبوح را دریاب
از گلستان کشید مرغ صفیر
در شبستان نمود ناله رباب
زین فغانها ز هر طرف یک یک
برگرفتند سر ز خواب احباب
نیم مخمور و نیم مست شدند
جانب بزم صبحگاه بشتاب
بحریفان دوش ساقی بزم
کرد بنیاد دور جام شراب
گر نمودی تو نیز بگشا چشم
رنجه فرما قدم سوی اصحاب
یک دو دم وقت را غنیمت دان
به حریفان بنوش باده ناب
باش تا آن زمان که دارد چرخ
جام زرین مهر مست و خراب
گرد بیدار زانکه چون گردی
مست بیشک دگر شوی در خواب
خواب دورو درازت اندر پیش
خیز یکدم ز خواب روی بتاب
بگشاید ز خواب ای فانی
در چشمت مفتح الابواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به صبح و بیداری از خواب اشاره میکند و به دوستانش میگوید که از خواب برخیزند و زمان صبح را دریابند. او به زیباییهای صبح و لذت نوشیدن شراب اشاره میکند و از دیگران میخواهد که لحظات خوب را غنیمت شمارند. شاعر بر اهمیت بیداری و استفاده از زمان تأکید میکند و از دوستانش دعوت میکند تا به دور هم جمع شوند و از شادیهای زندگی بهره ببرند. او یادآور میشود که خواب ممکن است آنها را از لذتهای زندگی دور کند، پس باید سرعت عمل و بیداری را در پیش بگیرند.