شمارهٔ ۳۸ - در طور خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از می طلوع کرد چو در ساغر آفتاب
عکس تو آفتاب دگر شد در آفتاب
بین روی ساقی و می روشن که خلق را
سوزند نوع دیگر از اینها هر آفتاب
شب ز آفتاب روی تو و آفتاب می
بزمم چو روز شد چه کنم دیگر آفتاب؟
خوش عالمی است دیر که طاقش بود سپهر
آنجا به دور لمعه می احمر آفتاب
باشد دهان خم ز می روشن ای حکیم
در گنج تیره میکده را انور آفتاب
ز نهار کآفتاب قدح را نهفته دار
تا سایرست بر فلک اخضر آفتاب
از شمع می فروغ شبستان بزم ده
پنهان کند چو در تتق شب سر آفتاب
زان سان که ماه تیره بود آفتاب هست
در بزم شاه تیره ز جام زر آفتاب
سلطان حسین خسرو غازی که بندگانش
سایند از علو مکان سر بر آفتاب
فانی ز درد جام مِیَت باد بهرهمند
کز نور رأی فیض رساند بر آفتاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف تأثیرات نوشیدنی می و آفتاب بر زندگی و خلوت شبانه میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، تفاوت میان آفتاب و می را بیان میکند، و نشان میدهد که نور آفتاب در میخانه نیز جلوهگری میکند. همچنین به ستایش بزمها و جشنها، و زیباییهایی که در آنها نهفته است، میپردازد. او به نحوی به غنای معنوی و لذتهای ناشی از مینوشی اشاره میکند و به مقام والای سلطان حسین نیز اشاره دارد. شعر به طور کلی نمایانگر زیبایی، عشق و فانی بودن در دنیای مینوشی است.