نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ - تتبع شیخ امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای ز رویت ماه را صدگونه تاب

مه مگو باشد سخن در آفتاب

غیر در کویت عذابم می کند

هیچکس نشنیده در جنت عذاب

تا ندیدم خواب در چشمم ز اشک

چشمرا اکنون نمی بینم به خواب

در تن خاکی است از لعل تو جوش

خاک را در جوش می آرد شراب

چون خیال دیدن رویت کنم

در دل افتد ضعف از بس اضطراب

پیر دیر و مغبچه مستم کنند

خوش دلم در میکده از شیخ و شاب

فانیا در قطع وادیهای عشق

از جگر باید غذا وز دیده آب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. شاعر از تماشای روی معشوق، که به مانند ماه تابانی است، صحبت می‌کند و می‌گوید که در سایه او، هر سخنی بی‌معنا است. او در غیاب معشوق عذاب می‌کشد و احساس تنهایی و بی‌خوابی دارد. شاعر با اشاره به حال و هوای میخانه و مستی، به عشق و تمنای دیدن معشوق می‌پردازد و می‌گوید که این عشق مانند شراب، وجود او را به جوش می‌آورد. در نهایت، او به حالت ضعف و اضطراب خود در پی عشق اشاره می‌کند و از درد عمیق آن صحبت می‌کند.