شمارهٔ ۳۹ - در طور خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سبب
خضر را آب حیات و رند را آب عنب
گفتهای یک تیره شب تا روز همدم باشمت
تیرهتر از روز هجر ما نباشد هیچ شب
معنی مجموعه خوبی بخط و روی تست
دفتری را خوب در یک صفحه کردی منتخب
در ملامت صد چو یوسف بنده ات شد ای حبیب
چون تویی کان نمک چون سازمت یوسف لقب!
باعث عیش است هر چ از درد دارد چاشنی
گریه روز وصال آرد بغمنا کان طرب
گرچه وصل دوست را کس از طلب کردن نیافت
لیک آن کو یافت بود از زمره اهل طلب
کی عجب باشد تعجب از خواص باده ام
آب کش خاصیت آتش برد باشد عجب
حالت مجنون کجا فهمند جز اهل جنون
زانکه قول خود بقانون خرد دارد عرب
رسم جور یار را فانی سبب از ما مپرس
نیست چون اهل فنا را رسم پرسیدن سبب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایلات و جستجوهای روحی و عاطفی انسان اشاره دارد. شاعر به مفهوم جاودانگی و زندگی ابدی پرداخته و به تجربههای مختلفی که افراد در طی زندگی با آن مواجه میشوند، مانند عشق، دوری و عذابدیدن، اشاره میکند. استفاده از نمادهایی مانند "آب حیات" و "آب عنب" به نوعی به جستجوی انسان برای خوشبختی و لذت از زندگی اشاره دارد. او همچنین به دشواریهای وصال و دوری از محبوب میپردازد و نشان میدهد که تجربههای عاطفی و درونی، تنها توسط افرادی که خود این احساسات را تجربه کردهاند، درک میشود. به طور کلی، شعر به عمق عواطف انسانی و تلاش برای درک و مقابله با چالشهای زندگی اشاره دارد.