نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ - اختراع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون به دیر آمد ز بهر خم شکستن محتسب

شد دل رندان چو چشم شوخ ساقی مضطرب

اجتناب افتاد اهل دیر را از وحشتش

اهل دین نبود عجب گشتن ز شیطان محتسب

آفتش افکند در دور حریفان انقلاب

کش به جان آفت رسد از دور چرخ منقلب

شام هجران حمرت گردون چه باشد از شفق

گر نگشته آتش آهم به گردون ملتهب

کامکاران را نکودان نیکوان را ارتکاب

آن چو نبود بد بود گشتن بدی را مرتکب

عاشقی و دردمندی پیشه کن ور نیستی

خویش را با اهل درد عشق میکن منتسب

فانیا گر قطع صحرای فنا را طالبی

بایدت از باطن پیر مغان شد مکتسب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره نارضایتی و مشکلات ناشی از حضور یک محتسب (وکیل) در میخانه و تأثیر منفی او بر حال و هوای اهل می‌کده است. رندان و عاشقان به خاطر ترس از او مضطرب و دوری جسته‌اند، درحالی‌که اهل دین در جستجوی مشکلات ناشی از شیطان محتسب هستند. شاعر به دل‌مشغولی‌ها و آتش عشق و درد اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که زندگی و عشق را باید با درد و رنج همراه کرد. او توصیه می‌کند که اگر کسی طالب حقیقت و رهایی از دنیا باشد، باید از حکمت پیر مغان بهره‌مند شود. در کل، شعر درباره عشق، درد و جستجوی معنای عمیق‌تری در زندگی است.